خبر فوری

نادر و سیمین در سرزمین سینما

نادر و سیمین در سرزمین سینما
اندازه متن Aa Aa

آخرین فیلم اصغر فرهادی از چهارشنبه نخست ماه ژوئن در سالن‌های سینمای فرانسه بر پرده رفت. آفیش‌های بزرگ “جدایی نادر از سیمین” با نام ساده “یک جدایی” بر سردر سینماها قرار گرفت. در پس انتخاب این نام، ملاحظات فرهنگی و زبانی نمایان است. پخش کننده تصمیم گرفته تا با دو نام بیگانه ذهن تماشاچی را درگیر نکند و به سادگی نام، یا مفهومی ماندگار را در صدر شناسنامه این اثر فرهادی بگنجاند. فیلمی که با درخششی بی سابقه در جشنواره فیلم برلین، پیش از آغاز اکران نیز بر سر زبان‌ها افتاده بود. خرس طلای بهترین فیلم و دو خرس نقره برای مجموعه بازیگران زن و مرد از این جشنواره، استقبال و دست آوردی چشمگیر برای یک کالای فرهنگی وارده از ایران، کشور انقلاب و سیاست و اتم و اعتراضات انتخاباتی را در نظر مخاطب فرانسوی پشتیبان بود.

“یک جدایی” با ۱۰۵ سالن جولان خود را آغاز کرد و در میانه ماه ژوییه، پس از نشاندن بیش از ۵۰۰هزار نفر بر صندلی‌های سینما، تعداد سالن‌هایش به ۲۵۰ افزایش یافت. رقمی که در کنار ۵۰ سالن‌ فیلم پیشین همین کارگردان، “درباره الی“، رنگ و لعابش بیشتر می‌شود.
پیش بینی شده تا پایان تابستان، فیلم از مرز ۱میلیون تماشاگر نیز بگذرد.

با نگاهی بر نظرات تماشاگران و منتقدان، همچنین شرایط و واکنش‌های زمان اکران، می‌توان در مورد دلایل کامروایی این فیلم در فرانسه، تصویری کمابیش شفاف به دست داد.
نظر تماشاگر را از دو راه می‌توان سنجید. برخورد رو در رو و یا سایت‌های سینمایی که امکان اظهار نظر را برای ایشان فراهم می‌کنند.
در میان تماشاگرانی که بر روی اینترنت نظر خود را ابراز کرده‌اند، کفه ترازو به سمت شیفتگان فیلم سنگینی می‌کند. بسیار هم سنگینی می‌کند. مثلا در سایت مرجع “الو سینه” در مجموع ۸درصد از شرکت کنندگان فیلم را نپسندیده‌اند. گفتنی است که در میان نظرات این هشت درصد، اکثر نظردهندگان، فیلم را طولانی دانسته، برخی فیلم را محدود به مرزهای ایران و برخی دیگر سناریو را ضعیف خوانده‌اند. تعداد اندکی هم فحش و بد و بیراه گفته‌ و دیگران را از تماشای این فیلم بر حذر داشته‌اند.

اما در برخوردهای رو در رو با تماشاگران فرانسوی، که در مواردی دستی هم بر آتش سینما داشتند، روایت دیگری رفت. باز اگر کفه سنگین طرفداران فیلم را کناری بنهیم، بسیاری نقدهایی از قبیل انتخاب نما و نحوه روایت و یا اخلاق گرایی فیلم، مطرح می‌کردند.
در مجموع اما حال و هوای مخاطبان از رضایت و تایید خبر می‌داد و دلیل فروش بالای “یک جدایی” را نمایان می‌کرد.
منتقدان سینمایی فرانسه اما، از سایت‌های اینترنتی و نشریه “کایه دو سینما” گرفته تا ماهنامه “لوموند ادیان”! دست در دست هم فیلم را تکریم کرده‌اند و در بهره‌گیری از صفات پر تمطراق و جملات موجز در توصیف آن، چیزی کم نگذاشته‌اند. تعداد و معدل ستاره‌های جلوی نام این فیلم از میزان رضایت منتقدان فرانسوی، که از آن سخت گیرهایش هم میانشان به چشم می‌خورد، حکایت دارد.
دانش سینمایی فرهادی، او را در ملموس کردن ریزه کاری‌های اجتماعی ایران برای مخاطب فرانسوی یاری کرده و انتقادات سینماتوگرافیک “یک جدایی” را به صفر میل داده است. این شاید فرهادی را دلیلی است برای ساختن فیلم آینده‌اش در این کشور.
البته این اجماع نقدهای تحسین آمیز خود نکته‌ای است که در گفتگوهای رو در رو مطرح می‌شود. استقبال چنین گسترده از فیلم، به گمان برخی، ناشی از ایرانی بودن آن نیز هست.

فیلمی از ایران که اختلاف طبقاتی و مذهب و اخلاق و مسائل اجتماعی را با زبان سینمایی توانمند بر پرده می‌اندازد، شاید می‌تواند موفق تر از فیلمی با همین خصایص از مثلا کشور آلمان باشد. نکته‌ای که نه برای تحت شعاع قرار دادن موفقیت این فیلم و سازندگانش، که به عنوان عضوی جداناشدنی از پیکر هر فیلم سینمایی در هر برهه تاریخی مورد توجه است.
“لیلا حاتمی” بازیگر فیلم، با حضور در گفتگوهای متعدد شبکه‌های تلویزیونی و تسلط بر زبان فرانسه، بی تردید در نزدیکتر کردن مخاطب با “یک جدایی” نقش آفرینی کرده است. آشنایی با بازیگری ایرانی و ساکن ایران، همزمان با اکران فیلمی از وی، اتفاق رسانه‌ای بی سابقه‌ای بود که در کنار پوشش فراگیر مطبوعات و مصاحبه‌ها و مقالات، به طور مستقیم بر استقبال از فیلم “اصغر فرهادی” تاثیر گذاشت.
فرانسوی‌ها ایران را می‌شناسند. آن را با عراق اشتباه نمی‌گیرند. انقلاب را می‌دانند و اعتراضات انتخاباتی سال ۸۸ را دنبال کرده‌اند. جدای میانگین مطالعه بالا و توجه شبکه‌های خبری، یکی از اصلی ترین عواملی که آنان را به کسب اطلاعات در مورد کشور ایران سوق داده، بی شک سینما است. چه جایی که “انیس واردا” و “آلبر لا موریس” مستقیما ایران را تصویر می‌کنند و چه آنجا که “کیارستمی” و “مخملباف” و “پناهی” و ده ها دیگر، زبانزد و سرآمد جشنواره کن می‌شوند.
یادم می‌آید زمانی را که تا از ایرانی بودنت می‌گفتی، نام “عباس کیارستمی” را می‌شنیدی. این اواخر تبدیل شده بود به پرسپولیس “ساتراپی” و حالا چند ماهی است این جمله به گوشت می‌خورد : “شما ایرانی هستید؟! من خیلی فیلم یک جدایی را دوست داشتم”.

آرش نعیمیان
پاریس

وب‌سایت یورونیوز دیگر در مرورگر Internet Explorer در دسترس نخواهد بود. این مرورگر دیگر از سوی مایکروسافت پشتیبانی نمی‌شود. توصیه می‌کنیم از مرورگرهای دیگری مانند گوگل کروم، فایرفاکس و سافاری استفاده کنید.