خبر فوری

هشتم مارس، امیدها و یاس های زنان ایران

هشتم مارس، امیدها و یاس های زنان ایران
اندازه متن Aa Aa

اگر تاریخ ۸ مارس ۱۸۵۷ (۱۲۳۶ شمسی) با اعتراض زنان کارگر کارگاه های پارچه بافی در نیویورک به روز نمادینی برای مبارزات زنان در سراسر جهان برای دستیابی به حقوق برابر تبدیل شد، در ایران این «جمعیت پیک سعادت نسوان» بود که حدود سال ۱۳۰۰ برای نخستین بار ۸ مارس را به عنوان روز جهانی زن به رسمیت شناخت و مراسمی را در رشت برگزار کرد. بنابراین سابقه بزرگداشت این روز برای آمریکا و اروپا ۱۵۵ سال و برای ایرانیان ۹۰ سال است. فاصله ۶۵ ساله ایران با اولین ظهور جمعی مبارزات زنان تنها یک تفاوت کمّی نیست. کیفیت مبارزات و اعتراضات نیز متفاوت بوده است. یکی از مهمترین تفاوتها با ظهور انقلاب اسلامی رخ دارد که سیر حرکت قوانین به سمت رفع تبعیضهای حقوقی و اجتماعی را متوقف کرد و آنرا در جهت عکس پیش برد. بعد از انقلاب اسلامی نیز برای مدتها خصوصا بعد از سرکوبهای سال ۶۰، مراسم ۸ مارس ظهور بیرونی نداشت و تنها بعد از آغاز دوره اصلاحات بود که امکان برگزاری مراسم در فضای عمومی شهر مهیا شد. با آغاز دوره اصلاحات فعالان زن نیز به گسترش فعالیتهای خود اقدام کردند و در این مسیر با توجه بیشتر به ۸ مارس، امکان شناخت بیشتری را از این روز برای قشرهای خاصی فراهم کردند.

تجمعات ۸ مارس بعد از دوم خرداد ۷۶:

بعد از دوم خرداد ۷۶ و تغییر فضای سیاسی اجتماعی در جهت افکار اصلاح طلبانه و همچنین همراه با اوج گرفتن ترجمه آثار علمی و ادبی در دهه هفتاد و بویژه پس از خرداد ۷۶، مبارزات زنان به شکل منسجمتر و با امکان گردهمایی هایی در تهران و شهرهای بزرگ همراه شد. در این دوران بود که امکان برپایی تجمعات اعتراضی زنان به مناسبت ۸ مارس در اماکن عمومی فراهم شد. گرچه گاهی نیروهای حزب الله به این تجمعات حمله می کردند، اما تهدید اساسی برای این تجمعات به شمار نمی رفتند.

با پایان دوران اصلاحات عملا برپایی این تجمعات در اماکن عمومی به خشونت کشیده می شد و بسیاری از شرکت کنندگان دستگیر و مورد ضرب و شتم قرار می گرفتند.

وضعیت مطالبات زنان در دوره احمدی نژاد:

با روی کار آمدن دولت محمود احمدی نژاد امیدهایی که برای تغییر قوانین در دوره اصلاحات پدید آمده بود یکی پس از دیگری رنگ باخت. دولت دهم با پیشنهاد لایحه حمایت از خانواده (که در ماده ۲۳ آن آشکارا حمایت از چند زنی مردان گنجانده شده بود) هدفی برخلاف خواسته های جنبش زنان در ایران را دنبال میکرد. افزون بر این، طرحهای دیگری نیز بر ضد خواسته های برابری خواهانه زنان پیشنهاد و در دستور کار قرار گرفت، از جمله طرح استتار یا محرم سازی مدارس دخترانه، تفکیک جنسیتی دانشگاهها و کتابهای درسی، منع شیفت شب برای اشتغال زنان، حذف زنان از مناصب و کاهش بودجه و اعتبارات حوزه زنان از جمله این موارد بودند.

البته محمود احمدی نژاد ویترین دولت خود را با انتخاب یک زن در جایگاه وزیر (اقدامی متفاوت از دولتهای گذشته که همگی از انتخاب وزیر زن ابا داشتند) آراست.
مراسم ۸ مارس در دوره احمدی نژاد یا به خشونت کشید شد و یا اساسا امکان برگزاری پیدا نکرد. تجمع ۸ مارس ۱۳۸۵ در میدان بهارستان به خشونت کشید شد.

مراسم این روز در سال ۱۳۸۶ به صورت جلسات خصوصی در برخی شهرهای ایران برگزار شد. همچنین مراسم ۸ مارس ۱۳۸۷ که قرار بود در سالن ورشو در تهران برگزار شود با ممانعت نیروی انتظامی روبرو شد.

هشت مارس در همراهی با جنبش سبز:

اعتراض به انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ جنبشهای تحول خواه در ایران (جنبش زنان، جنبش دانشجویی، بخش کوچکی از جنبشهای قومی) را تحت لوای جنبش سبز به فعالیت آشکارتری کشاند. بسیاری از ناظران یکی از مهمترین شاخصهای اعتراضات بعد از انتخابات را حضور برجسته و ملموس زنان در ایران دانسته اند. شهلا شفیق، پژوهشگر حوزه زنان معتقد است زنان با حضور ملموس خود در این اعتراضات سیاستهای سرکوب جنسیتی در ایران که همانا جدا سازی مردان از زنان و تحمیل کدها و رفتارهای جنسیتی به نام مذهب است را زیر پا گذاشتند.

در این دوره گروه «مادران پارک لاله» و حامیان آنها اعلام موجودیت کردند. این مادران که فرزندانشان در جریان اعتراضات به قتل رسیده بودند یا در زندان بودند از حمایت وسیع فعالان حوزه زنان برخوردار شدند.

مراسم ۸ مارس این سال به صورت محدود برگزار شد که زهرا رهنورد نیز در آن شرکت داشت. در این مراسم خصوصی که با عنوان «گردهمایی سبز فعالان جنبش زنان ایران» برگزار شد قطعنامه ای صادر شد که در آن تاکید شده که خواسته های زنان از خواسته های همه جامعه جدا نیست و همان خواست عمومی «پیشبرد و اعتلای جامعه به سمت دموکراسی و پیشرفت» و «آزادی همه زندانیان سیاسی» است. در بخشی از قطعنامه به نقش موثر زنان در اعتراضات اخیر ایران اشاره شده و آمده است که زنان «از پرداخت هزینه هایی چون ضرب و شتم، حبس و زندان، محرومیت از کار و تحصیل، ممنوعیت از خروج، محرومیت از انواع حقوق مدنی و حتی مرگ ابایی نداشته اند.»

شهلا شفیق، جامعه شناس در فرانسه، درباره حضور زهرا رهنورد برای نخستین بار در مراسم فعالان حقوق زن مینویسد: «خانم رهنورد در حرفهای دوره انتخابات که اعلام می کرد فمینیست نیست کمی تجدید نظر کرد و در مراسم ۸ مارس که برخی فمینیستها برگزار کردند حضور پیدا کرد. ممکن است بگوییم که حضور ایشان که زمانی روز ۸ مارس را نفی میکرد در این مراسم تحولی مثبت است. اما به گمان من این امر مبین آن نیست که خانم رهنورد برای جنبش زنان ره آوردی داشته است. بلکه بیشتر نشان این است که ایشان و خیلی های دیگر متوجه این نکته شده اند که جنبش زنان جایگاهی دارد که می توانند از آن اعتبار بگیرند.»

همچنین مراسم دیگری در این روز در مقابل زندان اوین برگزار شد. مادران دستگیر شدگان بعد از اعتراضات مربوط به انتخابات سال ۸۸ که هفته ها مقابل در زندان اوین تجمع میکردند در شامگاه دوشنبه ۱۷ اسفندماه، علیرغم سردی هوا، با همراهی فعالان جنبش زنان حمایت شدند. جمعیت تحصن کننده در مقابل زندان در این روز به ۸۰۰ نفر رسید.

از ۸ مارس ۱۳۸۹:

در روز هفدهم اسفند ۱۳۸۹ برنامه تجمعی از سوی فعالان حوزه زنان و حامیان مادران پارک لاله تهران در چهار راه امیر آباد جنب پارک لاله به اطلاع عموم رسید.

فعالان جنبش سبز نیز از مردم خواستند روز سه شنبه ۸ مارس همزمان با روز زن، با تجمع و راهپیمایی در خیابانها اعتراضهای خود را به دستگیری میرحسین موسوی و مهدی کروبی دو تن از رهبران مخالفان و همسران آن دو ادامه دهند.

همچنین شورای هماهنگی راه سبز امید نیز در بیانیهای با اشاره به روز جهانی زن با اشاره به اینکه «روز سه شنبه ۱٧ اسفند (هشتم مارس) فرصت دیگری برای پیوند «روز جهانی زن» با جنبش سبز مردم ایران در پیگیری مطالبات جامعه زنان ماست» از مردم خواست که فعالانه در برنامه های این روز شرکت کنند.

در این روز نیروهای ضد شورش و بسیجی با کنترل خیابان امیرآباد، پارک لاله و خیابان فاطمی عملا اجازه هیچ گونه تجمعی را ندادند. تجمعات پراکنده ای که در تهران تشکیل شده بود نیز با خشونت پلیس امکان تداوم پیدا نکرد. مراسم ۸ مارس سال گذشته در شهرهای دیگر ایران بصورت خصوصی برگزار شد. بعنوان نمونه در شهر مهاباد این مراسم بصورت خصوصی و در سنندج در بازار آصف شهر برگزار شد.

هشت مارس و اسلام گرایان ایران:

هشت مارس برای اسلام گرایان ایران تا سالها محلی از اعراب نداشت و همواره نگاه انکارآمیزی نسبت به آن داشته اند. بیانیه اخیر مجموعه ای سازمانها و کانونهای زنان اسلام گرای ایرانی نوع نگاه آنها به ۸ مارس را نشان می دهد. در این بیانیه تاکید شده که: «جوامع غربی با داشتن تفکرات فمنیستی و قوانین به اصطلاح برابر به جهت بی توجهی به ارزشهای اخلاقی و انسانی در حال حاضر با رشد چشمگیر آمار بالای نرخ طلاق، تضعیف نهاد خانواده، خانواده های تک والد، سقط جنین در دختران نوجوان، خشونت علیه زنان در خانواده و فقر زنانه روبرو هستند.» این گروه ها و سازمانها در ادامه تاکید کرده اند که: «زنان این سرزمین، دین اسلام و آموزههای آن را محترم و برخود واجب دانسته و هر گونه جریان ضد دین با هر عنوان و پوششی را طرد می کنند.» این جریانها با اشاره به رویکرد فمنیستها در ایران معتقدند که «رویکرد ضد دینی و بعضا مردستیزانه و افراطی برخی از عناصر فعال در حوزه زنان، باعث بدنام شدن همه اقدامات و فعالیتها در دفاع از حقوق زنان شده». این گروه ها مطالباتی چون حق مالکیت تن و آزادی پوشش را مطالبات انحرافی دانسته و حوزه های علمیه را مهمترین مرجع در موضوع زنان معرفی می کند و معتقدند که هر نوع نوآوری در مباحث مربوط به زنان «تنها در درون حوزه های علمیه و تحت نظر علمای شیعه است که مشروعیت می یابد».

دستاوردهای کمپینهای زنان در پرتو ۸ مارس:

فعالان حوزه زنان در ایران در پرتو مبارزات جهانی برای حقوق برابر و با نگاه به دستاوردهای ۸ مارس در سراسر جهان، کارزارهایی را برای مسائل زنان در داخل ایران طراحی و اجرا کردند. برخی از این کمپینها، تاثیرات اندکی بر فرایند قانونگذاری برای زنان در ایران داشت و برخی بیشتر جنبه آگاهی بخشی و نمادین یافت. دو نمونه از برجسته ترین دستاوردهای این کمپینها را به اختصار مرور می کنیم.

کمپین «قانون بی سنگسار»:

یکی از دستاوردهای جنبش زنان ایران از ۸ مارس سال ۱۳۸۵ تا ۸ مارس ۱۳۸۶ آغاز به‏ کار کمپین «قانون بی ‏سنگسار» بود. سنگسار شدن یک مرد و یک زن در مشهد در اردیبهشت ۱۳۸۵ یکی از عوامل فعال شدن این کمپین بود. مجازات سنگسار از جمله مجازاتهایی است که از طریق تولید انبوه فیلمها، مستندها و نوشته ها توسط روشنفکران خارج از کشور و از رهگذر این کمپین برای جهانیان شناخته شد. بسیاری از مردم کشورهای دیگر یکی از چهرهایی که از ایران را به یاد سپرده اند مجازات زنی است که به شوهرش خیانت کرده است. اما کمپین قانون بی سنگسار بنا بر تحلیل شادی صدر (حقوقدان و فعال حوزه زنان) «این کمپین سازمان دهنده تلاش‏های گروهی از فعالان جنبش زنان در ایران و فعالان جنبش فراملیتی زنان برای حذف این مجازات از قوانین ایران است. آنان… تلاش کردند گفتمانی فمینیستی و مستقل حول محور مجازات سنگسار ایجاد کنند.»

این کمپین در فراخوان خود در سال ۱۳۸۵ اعلام کردند که توانسته است سیزده نفر (۱۱ زن و ۲ مرد) محکوم به سنگسار را ردیابی کند. این همه در حالی است که مقامات قضایی ایران از سال ۱۳۸۳ به بعد همواره گفته اند که این مجازات در ایران اجرا نمیشود. در ارزیابی کارنامه این کمپین می توان گفت که فعالیت این کمپین به همراه سازمانهای بین المللی شرایط اجرای این مجازات را در ایران دشوار کرده اما موجب توقف آن نشده است.

کمپین «یک میلیون امضاء»:

این حرکت نیز در فاصله زمانی ۸ مارس ۱۳۸۵ تا ۸ مارس ۱۳۸۶ آغاز شد. بعد از تجمع ۸ مارس ۱۳۸۵ در میدان هفت تیر تهران، جمعی از فعالان حوزه زنان بر آن شدند تا در جهت تلاش برای تغییر قوانین ناعادلانه و زن ستیز در ایران، حرکتی ‎جمعی و هدفمند را در دستور کار خود قرار دهند. این کمپین در واقع تلاش وسیعی برای «جمع آوری یک میلیون امضاء» به همین منظور درخواست تغییر قوانین تبعیض آمیز در ایران است.

این کمپین پس از گذشت ۵ سال هنوز هم در جریان است، در شرایطی که فعالان زنان برای جمع آوری امضا همواره با خطر بازداشت توسط مقامات دولتی در ایران مواجه بوده و هستند. از سرنوشت این کمپین اطلاع دقیقی در دست نیست، ولی به نظر میرسد کمپین تاکنون نتوانسته به یک میلیون امضا دست یابد.

محور اصلی این کمپین حول قوانین ازدواج شامل مهریه، تمکین، نفقه، اشتغال و انتخاب اقامتگاه، قانون طلاق، چندهمسری، حق حضانت و قوانینی همچون سن مسئولیت کیفری، اصل ۱۱۵ قانون اساسی و دیگر قوانین تبعیض آمیز موجود در قانون اساسی ایران است. بر این اساس، فعالان این کمپین بر آنند تا برای تغییر این قوانین تبعیض آمیز یک میلیون امضاء جمع آوری کنند.

موانع موجود بر سر راه جنبش زنان

به باور آزاده کیان، استاد دانشگاه در پاریس «وضعیت جنبش زنان بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ متفاوت از گذشته است. وی معتقد است که مجموعه‌ای از عوامل همانند بسته شدن فضای سیاسی – اجتماعی، مهاجرت بسیاری از فعالان جنبش زنان به خارج از کشور، تهدید و زندانی شدن فعالان زن و ضعف برخی روش‌هایی که فعالان زن ایرانی برای گسترش آگاهی میان طبقات گوناگون اجتماعی پیش گرفتند، موثر بودن فعالیت‌های برابری خواهانه زنان در ایران را با مشکل مواجه کرده است.»

او در گفتگو با یورونیوز فارسی، به برخی از ابعاد فعالیت جنبش زنان ایران در پرتوی ۸ مارس پرداخت. گفتگوی کامل با آزاده کیان را می‌توانید در اینجا بشنوید.





چشم انداز مبارزات زنان ایران:

به نظر می رسد فعالیت جنبش زنان در ایران تابع فضای کلی سیاسی – اجتماعی ایران باشد. با باز شدن فضای سیاسی – اجتماعی در ایران این جنبش فعالیتهای خود را افزایش داده و با بسته شدن فضای سیاسی فعالیتهای این جنبش نیز کاهش یافته است.

اکنون نیز با وجود ممنوعیت فعالیت گروههای اصلاح طلب و منتقد و برخورد شدید حاکمیت در ایران با هر گونه خواسته دموکراسی طلبانه، جنبش زنان نیز در مسیر افول خود حرکت می کند. از سوی دیگر نیز جنبشهای سیاسی همانند جنبش سبز با خصلتهایی که از خود بروز داده اند در عمل از نیروی جنبشهای دیگر (مانند جنبش زنان) بهره برده اند و به این جنبشها به عنوان ابزارهایی در جهت اهداف خود می نگرد و آنگاه که خواسته های این جنبشها در جهت اهداف آنها نباشد از پیگیری مطالبات آنها روی بر می گردانند. همچنانکه در سال گذشته از ۸ مارس در جهت اعتراضات خیابانی بهره برده شد و به همان دلایل برای ۸ مارس امسال هیچ توجه و برنامه خاصی در نظر گرفته نشده است. از این رو به نظر می رسد تا مدتها جنبش زنان ایران توانایی خروج از چنین فضای سیاسی را از دست داده باشد.

علی جعفری

وب‌سایت یورونیوز دیگر در مرورگر Internet Explorer در دسترس نخواهد بود. این مرورگر دیگر از سوی مایکروسافت پشتیبانی نمی‌شود. توصیه می‌کنیم از مرورگرهای دیگری مانند گوگل کروم، فایرفاکس و سافاری استفاده کنید.