وب‌سایت یورونیوز دیگر در مرورگر Internet Explorer در دسترس نخواهد بود. این مرورگر دیگر از سوی مایکروسافت پشتیبانی نمی‌شود. توصیه می‌کنیم از مرورگرهای دیگری مانند گوگل کروم، فایرفاکس و سافاری استفاده کنید.
خبر فوری

جمهوری آفریقای مرکزی؛ زخمهایی که هنوز ترمیم نیافته اند

 نظرها
جمهوری آفریقای مرکزی؛ زخمهایی که هنوز ترمیم نیافته اند
Euronews logo
اندازه متن Aa Aa

یکسال پس از پایان سومین جنگ داخلی که جمهوری آفریقای مرکزی را ویران کرد، آرامشی متزلزل بر بانگی، پایتخت حکمفرما شده است.

برغم برقراری آتش بس و حضور نیروهای بین المللی در این کشور، تنشها همچنان بالاست. جنایاتی که پس از کودتای مارس ۲۰۱۳ رخ داد، کشته ها و مجروحان زیادی برجای گذاشت.

در بیمارستان عمومی بانگی، پزشکان متخخصص مراقبتهای ویژه از سازمان پزشکان بدون مرز یک لحظه دست از کار نمی کشند. مارین مونه، پزشک مراقبتهای ویژه می گوید: «گاهی دو یا چند مجروح را همزمان به اینجا می آورند. این اواخر، اوضاع کمی آرامتربوده است. هر روز کسانی را به اینجا می آورند که با تفنگ یا سلاح سرد مجروح شده اند.»

ائتلاف گروه هاي شورشي موسوم به سلکا، به رهبری میشل جُتدیا جنایتی بی سابقه علیه غیر نظامیان غیرمسلمان مرتکب شدند. در مقابل، شبه نظامیان موسوم به “ضد بالاکا” که عمدتا مسیحی بودند، حملات خشونت آمیزی راعلیه مسلمانان آغاز کردند.

بدنبال این درگیریها جمهوری آفریقای مرکزی صحنه خشونت و وحشت شد. پنج هزار نفر جان خود را از دست دادند و ۸۰۰ هزار نفر آواره شدند.

بخش عمده ای از جوامع مسلمان به سمت شرق رانده شدند و جمعیت غیرمسلمان در غرب و در پایتخت متمرکز شدند.

اردوگاه مپوکو، در نزدیکی فرودگاه بانگی بیش از ۱۰۰ هزار آواره رادر اوج درگیریها، در خود جای داد.

بسیاری از این افراد از حانه و کاشانه خود دور افتاده اند و تنها شمار معدودی توانستند به خانه خود بازگردند. غیر مسلمانان ساکن پایتخت از جنایات نظامیان سابق “سلکا” فرار کردند.

مسئول اردوگاه “مپوکو” می گوید: «تعدادی خانه ویران شده و تعدادی هم در آتش سوختند. خانه های مردم را غارت کردند. در این اردوگاه حدود ۲۰ هزار آواره هستند که در حال حاضر سقفی ندارند که زیر آن پناه بگیرند. آنها رنج می کشند. هیچ چیز ندارند و همچنین به دلیل ناامنی که در حال حاضر بر کشور حاکم است، نمی توانند به خانه هایشان بازگردند. »

فردریک بوپوندو، یکی از آوارگان می گوید: «اوضاع ناامن است و نمی توانیم بیرون برویم. اگر امنیت برقرار بود و شبه نظامیان هم خلع سلاح می شدند، به خانه ام برمی گشتم.»

در اردوگاه “مپوکو” این نگرانی بزرگ وجود دارد که دولت می خواهد از پایتخت برود. سلامت این آوارگان در وضعیت هشدار است. بیمارستانی که توسط پزشکان بدون مرز در اینجا برپا شده است، یکی از معدود تشکیلاتی است که برای حمایت از این آوارگان در کشور پیدا می شود.

شبه نظامیان موسوم به “ضد بالاکا” در واکنش به قتل عام هایی که شورشیان “سلکا” مرتکب شدند، ۹۰ درصد مسلمانان را از غرب کشور راندند. باقی افراد به مناطق تحت حمایت سازمان ملل متحد در جمهوری آفریقای مرکزی پناهنده شده اند.

در شهر کارنو حدود ۶۰۰ مسلمان در کلیسای شهر چند ماه منتظرند که شاید بتوانند روزی به خانه هایشان بازگردند.

از بیم حمله شبه نظامیان کسی از کلیسا زیاد دور نمی شود. شهردار کارنو تلاش می کند با مشورت و هماهنگی معتمدان همه گروهها و رهبران شبه نظامیان موسوم به “ضدبالاکا” آرامش را به شهر بازگرداند.

در چند متری کلیسا، خانه های مسلمانان آواره اشغال شده است. شهردار می گوید اقداماتی برای پیشگیری از غارت و آتش زدن این خانه ها انجام گرفته است.

در حالی که کلیه فعالیتهای اقتصادی کشور عملا متوقف شده است انتظار می رود، بین دو طرف آشتی برقرار شود. پی یر دوتوآ، شهردار کارنو می گوید: «با همکاری شورای بزرگان شهر و کشیشان همه کار برای برپا نگهداشتن این ساختمانها انجام داده ایم. این خانه ها جزو اموال افراد هستند، حتی اگر صاحبان آنها در اینجا نیستند باید تا برقرار آشتی، از آنها حفاظت کنیم.»

وضعیت بهداشت و درمان مدتهاست فاجعه بار است. در شهر کارنو هم مانند بقیه نقاط کشور، پزشکان بدون مرز خدمات پزشکی عمومی را فراهم می کنند.

مالاریا، عفونت های تنفسی و ایدز، در بیمارستان کارنو بسیار رایج هستند و موارد سوء تغذیه کودکان روزبه روز بیشتر می شود.

یک متخصص کودکان از سازمان پزشکان بدون مرز می گوید: «وقتی که این وقایع در جریان بود، مواد غذایی که به ما می رسید، کمتر و کمتر می شد چون پدرومادرها آواره شده بودند. برخی به جنگل پناه برده بودند، بقیه در جستجوی محلی بودند که پنهان شوند. وقایع امکان کشت وکار را از بین برده بود. درنتیجه کودکان چیزی برای خوردن نداشتند. از زمانی که اوضاع آرام تر شده است، مواد غذایی بیشتر به دستمان می رسد.»

این فقر، با منابع سنگ های معدنی موجود در این منطقه در تضاد است. خرید سنگهای قیمتی مانند الماس از جمهوری آفریقای مرکزی مشمول تحریم است، اما صادرات این سنگها همچنان ادامه دارد و منافعش عاید قاچاقچی ها می شود.

جرم و جنایت امری عادی شده است. کاروانهای تجاری و کاروانهای حامل کمکهای بشر دوستانه در مسیر جاده ای که تا شرق کشور و تا مرز کامرون پیش می رود، مرتبا مورد حمله قرار می گیرند و محمولاتشان غارت می شود.

بربراتی، دومین شهر بزرگ جمهوری آفریقای مرکزی است. اینجا هم زندگی با مرگ شانه می ساید و نیازهای پزشکی فراوانی وجود دارد.

میشل بیماکو، مدیر بیمارستانهای منطقه بربراتی می گوید: «امروز افراد زیادی به بیمارستان می آیند چون درمان رایگان است. اما در شروع کار که درمان رایگان وجود نداشت مجبور بودند به روش های سنتیِ درمان در محل زندگی شان روی بیاورند. با درمان مجانی کودکان را به بیمارستان می آورند، در غیر اینصورت کودکان را به اینجا نمی آورند.»

پزشکان بدون مرز در درمانگاه های دیگری در سطح شهر خدمات پزشکی ارائه می دهند.

از وقتی که جمعیت مسلمان از محله “پوتوپوتو” بیرون رانده شده اند، تعداد بیماران درمانگاه کاهش یافته است. خانه ها و مساجد مسلمانها ویران شده است.

این فجایع واکنشی بود به کشتار مردم غیرمسلمان که توسط گروه “سلکا” در طول درگیری ها انجام شد. رئیس درمانگاه می گوید که نمی تواند روزی را تصور کرد که این دو دسته بتوانند دوباره در کنار یکدیگر زندگی کنند.

رئیس مرکز بهداشت محله پوتوپوتو می گوید: «کسانی که الآن اینجا زندگی می کنند، افرادی هستند که بی خانمان بودند. یک عده رفته اند و اینها خانه های آنها را اشغال کرده اند. یک عده هم فقط برای دزدی آمده اند.»

جوانان این محله بیکار هستند و در چشمان بی رمق خیلی از آنها آثار مصرف الکل و مواد مخدر مشهود است.آنها می گویند جنایاتی که در اینجا به انجام رسیده است بخشودنی نیست .

سیصد و پنجاه مسلمان در محل اقامت اسقف بربراتی پناه داده شده اند. هیچکس جرئت نمی کند که بیش از ۲۰۰ متر از دروازه ورودی ساختمان دور شود.

اسقف و پیروانش مصمم هستند که از میهمانانشان تا هر زمان که لازم است، محافظت کنند. وی با رنجهای مختلفی که مردم غیرنظامی متحمل شده اند، مخالف و طرفدار آشتی است.

وی می گوید: «دعوا، دعوای سیاسی است و سیاستمدارها هستند که به این دعوای سیاسی لباس مذهب پوشانده اند.وگرنه جوامع محلی با هم مشکلی نداشتند. همه این حق را دارند هر جا که دلشان می خواهد بروند، اما این حرف در گوش کسانی که کنترل اوضاع را به دست دارند، نمی رود و این واقعیت دردناکی است که با آن روبرو هستیم. با اینحال ما امیدمان را از دست نداده ایم، ناامید نشده ایم.»

چند روز است که عبدالرحمن به اینجا رسیده است. وی چندین ماه در بوته زارها خودش را پنهان کرده بود. اما وقتی تلاش کرد به روستای خالی از سکنه خود سر بزند با داس به او حمله شد. اما بعد از این همه رخداد ناگوار هنوز هم امید در او زنده مانده است.

وی می گوید: «ما شهروندان افریقای مرکزی هستیم. مسلمان و مسیحی هم فرقی نمی کند. شیطان است که بین ما جا باز کرده است. همه ما، مسلمان و مسیحی یک جا می خوابیم و با هم غذا می خوریم. سیاستمدارها هستند که این کارها را مرتکب می شوند. اما، ما بالاخره به صلح دست پیدا خواهیم کرد.»