وب‌سایت یورونیوز دیگر در مرورگر Internet Explorer در دسترس نخواهد بود. این مرورگر دیگر از سوی مایکروسافت پشتیبانی نمی‌شود. توصیه می‌کنیم از مرورگرهای دیگری مانند گوگل کروم، فایرفاکس و سافاری استفاده کنید.
خبر فوری

گزارش عفو بین الملل از شرایط پناهجویان در لیبی

 نظرها
گزارش عفو بین الملل از شرایط پناهجویان در لیبی
Euronews logo
اندازه متن Aa Aa

سازمان دفاع از حقوق بشر عفو بین الملل مستقر در لندن در گزارشی که روز یازدهم ماه مه منتشر شده است، نسبت به وضعیت پناهجویان در لیبی هشدار داده است. طبق این گزارش مهاجرانی که تلاش می کنند از طریق لیبی خود را به اروپا برسانند، پیش از آغاز سفر پر خطر خود از دریای مدیترانه، در لیبی از سوی گروههای مسلح مورد غارت، شکنجه و تجاوز قرار می گیرند.

گزارش سازمان عفو بین الملل حاکی از آن است که “نابودسازی” کشتیهای قاچاق مهاجران در دریای مدیترانه از سوی اتحادیه اروپا، وضعیت را برای مهاجران و پناهجویان در لیبی دشوارتر خواهد کرد.

بدنبال کشته شدن بیش از ۸۰۰ تن از پناهجویانِ قایقی که از لیبی راهی اروپا بود در ماه گذشته، درخواست برای واکنش جدی اتحادیه اروپا افزایش یافته است. موج پناهجویانی که بدنبال جنگ و بحرانهای خاورمیانه و آفریقا، از این مناطق روانه اروپا می شوند، از ماه نوامبر گذشته همچنان ادامه داشته است.

اتحادیه اروپا در ماه آوریل گذشته تقاضا کرده بود که بودجه عملیات نجات پناهجویان و برخورد با قاچاقچیان افزایش پیدا کند. همزمان با انتشار گزارش سازمان عفو بین الملل، فدریکا موگرینی رئیس اداره سیاست خارجه اتحادیه اروپا به شورای امنیت این اتحادیه اعلام کرد که امیدوار است که در کار پشتیبانی از دخالت بین المللی در لیبی پیروز شود. لیبی پس از سقوط معمر قذافی در سال ۲۰۱۱ همچنان درگیر آشوب است. طی تنها پنج هفته گذشته، ۵۳ تن در درگیری نیروهای حامی دولت با گروههای اسلامگرا در اطراف شهر بن غازی کشته شده اند.

شاهدان عینی از شکنجه و تجاوز و غارت در لیبی می گویند

عفو بین الملل در گزارشی جدید خود، با چند تن از پناهجویانی که از ماه اوت سال ۲۰۱۴ تا مارس سال ۲۰۱۵، تلاش کرده اند از طریق دریای مدیترانه خود را به دروازه های اروپا برسانند، گفتگو کرده و تجربه های برخی از آنها در این گزارش منتشر شده است.

شکنجه

قاچاقچیان محمد را که یک پناهنده سومالیایی است در صحرای لیبی به اسارت گرفته اند. وی می گوید: «من از صحرا وارد لیبی شدم. خیلی خطرناک بود. خیلی ها مردند. مردان لیبیایی ما را در صحرا شکنجه می کردند و با شمشیر، اسلحه، سنگ، کلاشنیکوف می زدند. آنها ما را هر روز می زدند. انگشت من و دست دوستم را شکستند. نمی توانستیم فرار کنیم. دوستم محمد سعی کرد فرار کند و کشته شد. یکی دیگر از مردان با سنگی که به سرش زدند، مُرد. فقط روزی یک بار آب و غذای خیلی کمی به ما می دادند. من یک حدود یک ماه گرفتار بودم. بعد پول آزادیم را دادند. دایی ام که ساکن هلند است پول را داد.»

تجاوز گروهی

یک زن اهل نیجریه می گوید که در اولین روز اسارتش مورد تجاوز گروهی قرار گرفته است. وی داستان تجاوز گروهی را اینگونه بازگو می کند: «پنج جوان اَسما (گروه دزدان مسلح جوان) جلوی ما را گرفتند و من و شوهرم را بزور به ماشین خودشان بردند. بعد ما را به جایی دور از شهر در وسط بیابان بردند. دست و پای شوهرم را بستند و جلوی چشمِ او همگی به من تجاوز کردند. با شش مرد دیگری که در بیابان به آنها اضافه شدند روی هم ۱۱ نفر بودند.»

اخاذی و غارت

یک پسر اهل ساحل عاج می گوید که قاچاقچیان او را بلافاصله بعد از رسیدن به لیبی به یک گروه جنایتکار سپرده اند. او را چهار ماه در یک خانه حبس کرده اند و تنها روزی یک وعده غذا به او داده اند. وی می افزاید: «ما را شکنجه کردند تا به اقواممان زنگ بزنیم تا بتوانند از آنها اخاذی کنند. گفتند اگر پول ندهی از اینجا بیرون نمی روی. روز بعد رئیس زندان به سراغ ما آمد و گفت که خانواده ما باید پول را فورا به حساب برادرش در غنا بریزند و وقتی پول به دستش برسد ما را فوراً آزاد می کند. من به او گفتم که خانواده ای برایم نمانده است برای اینکه همه آنها مرده اند. او جواب داد: “ تو هم اگر پول ندهی پیش آنها می روی.” شروع کردم به گریه کردن و آنها هم شروع کردند به زدن من با کمربند و چوب. بقیه زندانی ها خواستند مداخله کنند اما آنها را هم زدند. زندان از آن لیبیایی ها است، افرادی اهل غنا هم با آنها همکاری می کنند.»

تجاوز در اردوگاههای پناهندگی

زنی اهل نیجریه درباره اردوگاه پناهندگان در صبراته در لیبی می گوید: «من دو ماه در زندان ماندم. زندان زنان بود، اما تمام نگهبان ها مرد بودند. شب ها ممکن بود وارد اتاقمان شوند و بخواهند با ما بخوابند. به بعضی از زنها تجاوز کردند. حتی یکی از زنان بعد از تجاوز باردار شد. کسی به من دست نزد، چون حامله بودم. برای همین تصمیم گرفتم به اروپا بروم. خیلی در زندان زجر کشیدم. یکی از زنان باردار اینجا مُرد. جنازه اش را بردند اما نمی دانیم باچه بر سرش آمد. به شکمش ضربه زدند. هفت یا هشت ماهه باردار بود و مُرد. در طول روز مجبورمان می کردند که از اتاقهایمان بیرون بیاییم تا نظافت و آشپزی کنیم. وقتی کار می کردیم به سینه هایمان دست می زدند. اگر جرأت می کردیم داد بزنیم ما را می زدند.»