خبر فوری

اوکِی مستر و سینمای پسااستعماری پرویز کیمیاوی

اوکِی مستر و سینمای پسااستعماری پرویز کیمیاوی
Euronews logo
اندازه متن Aa Aa

به بهانۀ نمایش آثار کیمیاوی در گالری تیت مدرن لندن

مجموعه ای از فیلم های داستانی و مستند پرویز کیمیاوی، از سینماگران موج نوی ایران در گالری تیت مدرن لندن به نمایش گذاشته شده است. در این برنامه که از ۱۹ تا ۲۱ ژوئن با حضور کیمیاوی برگزار شد، فیلم‌های «یا ضامن آهو»، «مغول‌ها»، «باغ سنگی»، «پ مثل پلیکان» و «اوکی مستر» برای نخستین بار در بریتانیا به نمایش درآمدند.

پرویز کیمیاوی، از پیشگامان سینمای مدرن و موج نویی در ایران است. او بعد از فارغ التحصیل شدن از مدرسه سینمایی ایدک (IDHEC) در فرانسه و ساختن چند فیلم مستند کوتاه و بلند، در سال ۱۳۴۸ به ایران بازگشت و در همان سال فیلم مستند کوتاه، تجربی و سورئال «تپه های قیطریه» را برای تلویزیون ملی ایران ساخت.

فیلم های مستند و داستانی کیمیاوی در دهه هفتاد، در جشنواره های معتبر جهانی به نمایش درآمدند و جوایز مهمی کسب کردند. از جمله فیلم «مغول ها» که جایزه ویژه هئیت داوران جشنواره بین المللی فیلم تهران را در سال ۱۳۵۲ به دست آورد یا فیلم «باغ سنگی» که در سال ۱۳۵۵ برندۀ خرس نقره ای جشنواره فیلم برلین شد.

با این حال سینمای کیمیاوی به خاطر رویکرد تجربی و آوانگارد او و درونمایه های ضد استعماری آن هرگز آنچنان که شایسته اش بود، در غرب دیده و شناخته نشد. بنابراین نمایش فیلم های او در گالری تیت مدرن لندن که یکی از مهم ترین مراکز هنری مدرن جهان است، فرصت خوبی برای دیده شدن و مطرح شدن آثار این فیلمساز خلاق، نوآور و غیرمتعارف است.

آندره لیسونی، کیوریتور(برنامه ریز) گالری تیت مدرن و یکی از کسانی که این برنامه را تدارک دیده، کیمیاوی را سینماگری آوانگارد و آلترناتیو در سینمای امروز جهان می خواند و در مورد او می نویسد: «سینمای کیمیاوی، ترکیبی از مستند قوم نگارانه و نظاره گر و زیبایی شناسی سوررئالیستی است. فیلم های او را می توان به عنوان مطالعه ای دربارۀ رویاهای دهقانان بی صدا و یا دراویش مطرود دانست، همۀ آن نابازیگرانی که به وسیله کیمیاوی در درون طیفی از تصاویر تسخیرکننده و تکان دهنده به کار گرفته شده اند.»

به نوشتۀ لیسونی، کیمیاوی در فیلم های کوتاه و نیز شاهکارش «مغول ها» (۱۹۷۳)، به کمک تمهیدات مختلف روایی و استراتژی های متنوع تدوینی، راه های متعددی برای دیدن زندگی های سخت و چشم اندازهای بیابانی و خرابه های پراکنده پیشنهاد می کند.

علیه غرب زدگی

سینمای کیمیاوی را می توان به عنوان نمونه هایی از گرایش های قدرتمند بومی گرایی و پسااستعماری در جامعۀ در حال گذار و رو به مدرن ایران در دهه های چهل و پنجاه به حساب آورد. به نظر می رسد جدا از ابعاد فردی و سوبژکتیو فیلم های این سینماگر آوانگارد، این فیلم ها از بعد اجتماعی بیانگر رویکرد انتقادی سینمای کیمیاوی به مدرنیته اند و با گفتمان سیاسی و روشنفکری بومی گرایانه و اصالت جویانۀ دهه های چهل و پنجاه در ایران پیوند تنگاتنگی دارند و از همان زاویه به نقد مدرنیته غربی می پردازد که روشنفکرانی چون جلال آل احمد، داریوش شایگان، احسان نراقی یا علی شریعتی دارند در نوشته هایشان به نقد غرب و حضور ویرانگر آن در جامعۀ ایران می پردازند. در فیلم های کیمیاوی به ویژه در «مغول ها» و «اوکی مستر»، همچون گفتمان غرب زدگی آل احمد، بیهودگی و بی معنایی خفقان آور جامعۀ در حال تحول و مدرنیزاسیون حس می شود. او را نیز در این فیلم ها، روشنفکر مدرنی می بینیم که همانند شخصیت فیلم «مغول ها» که خود کیمیاوی نقش اش را بازی می کرد، در مخمصۀ زندگی مدرن گرفتار شده است. اما تفاوت سینمای کیمیاوی با گفتمان بومی گرایی در این است که نقد او برخلاف نقد آل احمد یا شریعتی، رادیکال و انقلابی نمی شود چرا که لبۀ تیز حملۀ او در فیلم هایش متوجه حکومت و قدرت سیاسی حاکم نیست بلکه او نیز همانند روشنفکرانی چون شایگان و یا احسان نراقی، تنها به تاثیرات و نقش منفی مدرنیته و فرهنگ غرب در جامعه ایران نظر داشته و کاری به ساخت و مناسبات قدرت سیاسی در ایران ندارد.

کیمیاوی در جلسه پرسش و پاسخ بعد از نمایش فیلم «اوکی مستر»، در مورد نگاه انتقادی اش به غرب در این فیلم گفت: «سناریوی این فیلم در سال ۱۹۷۷ نوشته شد و فیلم در ۱۹۷۸ فیلمبرداری شد یعنی یک سال قبل از انقلاب ایران… بعد از فیلم «باغ سنگی»، من جذب موضوع تغییر و غربی شدن جامعۀ ایرانی و تاثیر غرب بر زندگی و فرهنگ مردم ایران شدم. تغییراتی که نتیجه شکوفایی اقتصاد نفت بود. در این دوره است که می شد شلوار جین و تی شرت هایی با نام دانشگاه های آمریکابی را بر تن دختران و پسران ایرانی به ویژه در تهران ببینی و نیز تاثیر سینمای آمریکا که که به شکل دوبله در سینماها یا تلویزیون ایران نشان داده می شد. این موضوع حتی طرز صحبت کردن فارسی ایرانی ها را نیز تغییر داد یعنی آنها سعی می کردند فارسی را با لهجه آمریکایی حرف بزنند و من سعی کردم این تغییرات و تاثیر فرهنگی را در این فیلم نشان دهم.»

به گفته کیمیاوی، اغراق و گروتسکی که در این فیلم می بینید، بازتاب واکنش او به این استحالۀ فرهنگی و زبانی است.

در فیلم های کیمیاوی، نوعی حسرت از خسران فرهنگ ها، شخصیت ها و جهان های گمشده یا فراموش شده وجود دارد که بازتاب «ماخولیای جمعیِ» روشنفکران ایرانی دهۀ چهل و گفتمان بومی گرایی و ضد استعماری آنها و ایده بازگشت به خویشتن و اصالت جویی است. به تعبیر جورجیو آگامبن، ماخولیا، شکلی از ایجاد ارتباط با ابژه هایی است که دست نیافتنی و یا اساساً ناموجود و غیر واقعی اند. اگر از منظر سینمای اتوپیایی به آثار کیمیاوی نگاه کنیم آنگاه درخواهیم یافت که اغلب فیلم های او ضمن تاکید بر خسران و ناپدید شدن جهانی اصیل و باشکوه، درصدد احیای جهانی ایده ال و اتوپیایی اند.

در فیلم «مغول ها»، هجوم تلویزیون به روستاهای ایران به همان اندازه تهدید کننده و مخرب است که تلاش ویلیام ناکس دارسی (با بازی درخشان فرخ غفاری) در «اوکی مستر» برای فریب مردم و غارت نفت آنها. اگر تهاجم فرهنگ غرب به جامعه ایران، در «مغول ها» شکلی نمادین داشت، در «اوکی مستر»، با صراحت و در قالب یک استعمارگر غربی نفت خوار(ویلیام ناکس دارسی) تصویر شده است.

در «اوکی مستر»، بومیان روستایی با ورود دارسی و هجوم فرهنگ استعماری و محصولات غربی مثل رادیو، تلویزیون، کوکاکولا، همبرگر و پلاستیک، مسخ شده و هویت بومی خود را از دست می دهند. آنها نه تنها سنت ها و آداب و رسوم گذشته بلکه حتی زبان مادری خود را هم فراموش کرده اند و به زبان یاجوج و ماجوج حرف می زنند. حتی موذن روستا نیز، اذان را به زبانی غیرقابل فهم که آمیخته ای از کلمات بی معنی انگلیسی است بر مناره ده فریاد می زند. «اوکی مستر»، با اینکه از نظر لحن و سبک، فیلمی غیر رئالیستی، گروتسک و اغراق آمیز است اما در نهایت، بازتاب شرایط و فضای فرهنگی و اجتماعی جامعۀ مسخ شدۀ ایرانِ اواخر دهۀ پنجاه است. جامعه ای که پوستۀ ظاهری فرهنگ غرب را جذب کرده و به سرعت ریشه های معنوی و هویت بومی- ملی اش را از دست داده است.

پیرمرد روستایی فیلم «اوکی مستر»، تنها آدم آن روستاست که هویت و اصالت بومی و زبان فارسی اش را حفظ کرده و همانند روستائیان دیگر، در فرهنگ مهاجم غرب که ویلیام ناکس دارسی و سیندرلا، نمایندۀ آن اند، استحاله نشده است. و اوست که با شعار «خاک، گل، گندم»، موفق می شود که روستائیان را به هویت اصیلشان ارجاع داده و باعث قیام آنها علیه فرهنگ غرب و نمایندگان آن شود.

طبیعت و فضاهای غیرشهری حضور پرقدرتی در فیلم های کیمیاوی دارد. جز «مغول ها» و «ایران سرای من است» که بخشی از آنها در فضاهای شهری می گذرد، مکان در اغلب فیلم های کیمیاوی، طبیعت و محیط های روستایی است. در این فیلم ها، غالباً محیطی تصویر می شود که نظم و ریتم طبیعی خود را دارد اما از سوی عوامل غیر محیطی و غیر بومی ازجمله ماشین و تکنولوژی مورد تهدید واقع می شود. طبیعت گرایی کیمیاوی نیز به اعتقاد من در راستای گفتمان بومی گرایانه دهۀ چهل ایران و استراتژی بومی گرایان ایرانی و به منزلۀ مقاومت در برابر سلطه و هجوم غرب است که از طریق ماشین(تکنولوژی) اعمال می شود. آل احمد نیز در «غرب زدگی»، ماشین را ابزار سلطۀ غرب می داند و غرب زدگی به نظر او محصول رابطۀ بیمارگونۀ بین صادرکننده ماشین(غرب) و مصرف کنندۀ آن(کشورهای جهان سوم) است. او ماشین را نفی نمی کند بلکه به حضور آن به عنوان ابزار سلطه و هویت باختگی معترض است: « ما تا وقتی که تنها مصرف کننده ایم، تا وقتی ماشین را نساخته ایم، غرب زده ایم… بحث از نفی ماشین نیست یا طرد آن چنان که طرفداران اوتوپی در اوایل قرن نوزدهم میلادی گمان می کردند- دنیاگیر شدن ماشین جبر است- بحث در طرز برخورد ما است با ماشین… حرف اصلی این دفتر این است که ما نتوانسته ایم شخصیت فرهنگی-تاریخی خودمان را به دنبال ماشین و هجوم جبری اش حفظ کنیم و مضمحل شده ایم.» (جلال آل احمد. غرب زدگی)

در «اوکی مستر»، شعار «خاک، گل، گندم» که از زبان پیرمرد روستایی می شنویم، به عنوان شکلی از مقاومت در برابر یورش فرهنگ غربی و تکنولوژی به روستا و نیز «بازگشت به خویشتن» مطرح می شود. به گفتۀ کیمیاوی، این شعار، یک نوع دعوت به بازگشت به ریشه ها و اصالت ها است. به گفته او، در انتخاب این شعار و واژه ها هیچ مفهوم سیاسی خاصی مد نظر نبود بلکه تنها برگرفته از طبیعت و زندگی دهقانان روستایی بود.

کیمیاوی در مورد جنبه های تاریخی فیلم «اوکی مستر» گفت: « ویلیام ناکس دارسی در زمان مظفرالدین شاه برای استخراج نفت وارد ایران شد و قراردادی را در این زمینه با شاه ایران در سال ۱۹۰۰ امضا کرد اما من نمی خواستم فیلم تاریخی بسازم چرا که پرهزینه بود و من امکان ساختن فضای دوران قاجار را نداشتم. برای من راحت تر این بود که آن شخصیت را به دنیای امروز بیاورم.»

او در مورد نقش فرخ غفاری در تولید این فیلم می گوید: «فرخ غفاری نه تنها در این فیلم بازی کرد بلکه نقش مهمی در تولید آن داشت. چون سینمای فارسی این فیلم ها را نمی خواست و تهیه کننده نداشت اما فرخ غفاری با استفاده از نفوذ و موقعیتی که در تلویزیون داشت، همۀ لوازم و امکانات فیلم را تهیه کرد؛ از جمله بالُنی که ما در فیلم لازم داشتیم و آن زمان تنها در اختیار ارتش بود.»

فیلم «اوکی مستر»، یک سال قبل از انقلاب اسلامی در ایران ساخته شد اما هرگز امکان نمایش عمومی در ایران را پیدا نکرد. به گفته کیمیاوی، بعد از انقلاب، درونمایۀ انتقادی و ضد غربی فیلم مورد توجه مسئولان جمهوری اسلامی قرار گرفت اما آنها از او خواستند که برخی صحنه های فیلم را حذف کرده و برای سیندرلا نیز حجاب اسلامی بگذارد اما او زیر بار این تغییرات نرفته است.

وب‌سایت یورونیوز دیگر در مرورگر Internet Explorer در دسترس نخواهد بود. این مرورگر دیگر از سوی مایکروسافت پشتیبانی نمی‌شود. توصیه می‌کنیم از مرورگرهای دیگری مانند گوگل کروم، فایرفاکس و سافاری استفاده کنید.