وب‌سایت یورونیوز دیگر در مرورگر Internet Explorer در دسترس نخواهد بود. این مرورگر دیگر از سوی مایکروسافت پشتیبانی نمی‌شود. توصیه می‌کنیم از مرورگرهای دیگری مانند گوگل کروم، فایرفاکس و سافاری استفاده کنید.
خبر فوری

بهای سنگین افشای خلافکاریهای مالی، سیاسی و بهداشتی

 نظرها
بهای سنگین افشای خلافکاریهای مالی، سیاسی و بهداشتی
Euronews logo
اندازه متن Aa Aa

شهروندانی که رسوایی های سیاسی، مالی یا حتی رسواییهای در حوزه بهداشتی را برملا می کنند، در بسیاری از موارد، هزینه سنگینی برای این کار می پردازند. در این گزارش داستان سه نفر از کسانی را که حقایقی در حوزه های مالی، بهداشتی و سلامت را برملا کرده اند، بازگو می کنیم:

سکوت دشمن ماست. اگر با قوانین مناسب از افشاگران حمایت شود و قربانیان سکوت را به یاد بیاوریم می توانیم اوضاع را تغییر دهیم

استفانی ژیبو، «زنی که خیلی چیزها می دانست»

استفانی ژیبو مسئول سابق بازاریابی بانک «یو بی اس» در فرانسه است. او به دلیل برملا کردن فعالیتهای غیر قانونی یوبی اس در فرانسه، به جرم افترا به دادگاه احضار شده است. او یک افشاگر است.

ماجرا در سال ۲۰۰۸ آغاز شد. در بازجویی قانونی، کار به بازرسی مقر بانک یو بی اس در فرانسه رسید. مدیر ارشد ژیبو به او دستور داد که فایلهای کامپیوتریش را که حاوی اسم مشتریها و مدیران حسابها بود، از بین ببرد. او به این کار تن نداد و متوجه شد که بانک بطور غیر قانونی، از حساب مدیران سوییسی برای پوشش حسابهای مشتریان فرانسوی، استفاده کرده است.

وی می گوید: «بانک یو بی اس در سال ۲۰۱۰ علیه من شکایت کرد به خاطر افترا! چرا؟ چون جرات کرده بود فرارهای مالیاتی را که بانک در آن مشارکت داشت گزارش کنم. و این باعث شده همان سال به دادگاه احضار شوم البته تبرئه شدم. سپس من علیه بانک به شورای حل اختلاف کار شکایت کردم، به دلیل آزار و اذیتهایشان. در آن دادگاه هم من برنده شدم. در هیچکدام از موارد هم دادگاه تجدید نظر نبود.»

بانک یو بی اس که به پولشویی و تشویق مشتریانش به فرار مالیاتی محکوم شده بود مجبوربه پرداخت یک میلیارد یورو شد.

طی شش سال گذشته، استفانی ژیبو سه بار در دادگاه فرانسه درمقابل کارفرمای سابقش حاضر شده است. وی در سال ۲۰۱۴میلادی کتابی به عنوان «زنی که خیلی چیزها می دانست» منتشر کرده و در آن از بسیاری حقایق درباره فعالیتهای غیر قانونی بانک یو بی اس پرده برداشته است.

استفانی ژیبو می گوید: «این چیزیست که من آن را بسیج و سازماندهی کارمندها علیه شما می گویم. هدفش این است که شما تسلیم شوید. چنین چیزی را انتظار دارند چون شما باید در برابر این شرکت چندملیتی بسیار قدرتمند خرد شوید. این نشان می دهد که این شرکتهای بزرگ که فقط پول برایشان مهم است چقدر در برابر قانون مصونیت دارند. با دم شیر بازی کردم. سراغ مدیر امور حقوقی، مدیر کل، رئیس شرکت، و مدیر امور منابع انسانی رفتم. در واقع از زمانی که حاضر به اجرای دستورات نشدم همه علیه من بسیج شدند.»

به این ترتیب، استفانی درسال ۲۰۱۲ اخراج شد. از آن زمان تاکنون او نتوانسته است شغلی پیدا کند. پس از شکایت توانست ۳۰هزار یورو خسارت از “یو بی اس” دریافت کند که فقط کفاف هزینه های وکیلش را می داد. در حال حاضر او با حداقل حقوق بیمه های اجتماعی با فرزند کوچکش زندگی می کند و چون از پس پرداخت اجاره بر نمی آیند شاید بزودی مجبور شوند از آپارتمانشان در پاریس بیرون بروند.

وی می گوید: «همه به شما پشت می کنند. بیش از هزار رزومه فرستادم و تنها پاسخی که دریافت کردم این بود که “خانم ما از شما می ترسیم.” همه چیز از دست می رود، زندگی حرفه ای، سلامت جسمی، پول، خانواده. چرا وقتی تنها گناهتان بازگویی حقیقت و کمک به همه مردم است، باید این همه رنج تحمل کنید و منزوی شوید؟»

آیلین چاب؛ مبارزه برای حمایت از حقوق افشاگران

آیلین چاب نیز ۱۵ سال است به دلایلی شبیه دلایل استفانی ژیبو در بریتانیا مبارزه می کند. آیلین قبلا در شرکت چند ملیتی بوپا که یک شرکت خدمات و نگهداری از سالمندان است. وی پس از اینکه به همراه شش همکار دیگرش تخلفاتی را که در این خانه سالمندان رخ داده بود، افشا کرد، همه چیزش را از دست داد.

وی می گوید: «کسانی را دیدیم که هر روز گاهی تا ۱۸ ساعت تمیز نمی شدند طوری که پوست بدنشان از بین می رفت. زخمها در اثر فشار تا استخوان هم می رسید. کسانی که عمدا غذا و نوشیدنی دریافت نمی کردند، عمدا مسکن به آنها داده نمی شد. کسانی را هم دیدیم که داروهای بیماریهای روانی به آنها داده می شد، بدون این که پزشک تجویز کرده باشد. اینها داروهایی بودند که از کسانی که فوت کرده بودند، به جا مانده بود و به بازماندگان تحویل داده نشده بود. شاهد بودیم که برخی ها را با لگد می زدند، رویشان آب دهان می انداختند و سرشان داد می کشیدند. پولشان، جواهراتشان را می دزدیدند. هر نوع آزاری که بتوان تصور کرد شاهد بوده ام.»

بدنبال افشاگری آیلین، چند نفر دستگیر شدند اما کارفرمای او متهم نشد. پس از گذشت ۱۵ سال، آیلین و همکارانش پس از مزاحمتهای کاری اخراج شدند و آیلین دیگر کار پیدا نکرد. بازجوها درستی همه اتهامات را تأیید کردند اما به این نکته در رأی دادگاه کار توجه نشد. آیلین چاب پیشنهادی را که برای جبران خسارات مالی شده بود رد کرد.

او اکنون رئیس بنیاد خیریه ای است که خودش تاسیس کرده و با درآمد ماهیانه چند صد پوندی همین بنیاد روزگار می گذراند. او این بنیاد «همدردی و مراقبت» را برای دفاع از حقوق افشاگران و کسانی که تخلفات بخش درمان و بهداشت را برملا می کنند، بنیان گذاشته است.

بریتانیا یکی از معدود کشورهای اروپاست که قوانین ویژه برای حمایت از افشاگران دارد. اما آیلین چاب و هزاران نفر دیگر مثل او معتقدند که در این کشور هنوز برای اجرای این قوانین در قبال کارفرماهای متخلف، سختگیری لازم وجود ندارد.

او و بسیاری دیگر برای تصویب قانون جدیدی مبارزه می کنند که کارفرماهایی که کارمندانشان را تحت آزار و اذیت قرار می دهند، تنبیه و از افشاگران، حمایت مؤثر کند.

بر اساس برآوردها، فقدان چنین قوانینی باعث می شود بیش از ۷۵ درصد کارمندان در اروپا در مواجهه با چنین آزارهایی سکوت اختیار کنند.

وی می گوید: «موضوع فقط افشاگری نیست: در این میان افرادی هستند که قربانی سکوت می شوند رنج می کشند و می میرند چون کسی به افشاگری ها توجه نمی کند. سکوت، دشمن ماست. اگر با قوانین مناسب از افشاگران حمایت شود و قربانیان سکوت را به یاد بیاوریم می توانیم اوضاع را تغییر دهیم.»

یاسمین مترجمی: شواهد هم دارم پس اگر دادگاه نروم مرتکب جنایت شده ام

یاسمین مترجمی نبردی عظیم را در همین راه در سوییس شروع کرده است. او که از نمایندگی شرکت نستله در سازمان جهانی بهداشت کنار گذاشته شد، ۱۰ سال مدیر بخش حفظ سلامت مواد غذایی این شرکت بزرگ چند ملیتی بود.

عدم رعایت اصول بهداشتی در کارخانه ها، دوز نامناسب در برخی محصولات شیر خشک برای اطفال، آلودگی مواد خام، برچسب نادرست روی محصولات، اینها تخلفاتی است که یاسمین در شرکت نستله دیده و گزارش کرده و بعد هم باعث شده که از این غول بزرگ صنایع غذایی شکایت کند.

وی با بغض و ناراحتی به یورونیوز می گوید: «با افشای این حقایق برای خودم دشمن درست کردم و یکی از آنها رئیس من شد و شروع کرد به آزار من. وقتی علیه شما بسیج می شوند نه تنها احساس گناه می کنید بلکه نمی دانید چه پیش خواهد آمد هر روز این احساس دارید که کسی برای کار شما ارزش قائل نیست و حس می کنید نامرئی شده اید دیگر وجود ندارید. این احساس خیلی دردناک است. دیگر نمی خواهید زنده باشید.»

خانم مترجمی بتدریج منزوی و بعد اخراج شده و پس از چهار سال که مانند کابوس بر او گذشته، اکنون از افسرگی رنج می برد. با این حال او به به مبارزه اش ادامه می دهد. علاوه بر ادعای خسارت، از نستله خواستار توضیح هم هست. همچنین می خواهد کسانی که مسئول اتفاقاتی هستند که بر سر او آمده، به سزای اعمالشان برسند.

این متخصص ایرانی ایمنی مواد غذایی می گوید: «خیلی ها هستند که با شرکتشان قرارداد می بندند و آن برهه از زندگیشان را پشت سر می گذارند و زندگی عادی را از نو آغاز می کنند. من سرزنششان نمی کنم. برای اینکه بعضی وقتها امکانات لازم را ندارند و مجبورند کنار بیایند چون منابع مهارتها یا شواهد کافی در اختیار ندارند. همیشه باید شواهد محکم داشته باشید. من اراده اش را داشتم و شواهد هم دارم پس اگر دادگاه نروم مرتکب جنایت شده ام.»