خبر فوری

«خون پرداخت»؛ سنت بَدَویِ انتقامهای خونین در آلبانی

 نظرها
«خون پرداخت»؛ سنت بَدَویِ انتقامهای خونین در آلبانی
Euronews logo
اندازه متن Aa Aa

در جاده ای در شمال آلبانی، در نزدیکی کوزوو، بیشتر مردم و حتی پلیس جرأت نمی کنند به راحتی پا در راه بگذارند. اما لیلیانا لوانی، با چند کتاب، لوازم خانه و کوله باری از تجربه به یاری خانواده هایی می شتابد که نشان مرگ را بر خود دارند. این معلم ۵۶ ساله که اهل شمال آلبانی است به روستاهای دورافتاده ای می رود که در آنها کودکان در دام سنتِ انتقام کشیِ چند سد ساله ای به نام «خون پرداخت» (Gjakmarrja) گرفتار اند.

اینبار او راهی خانه ای می شود که مادری چهل ساله با سه پسر نوجوانش در آن محبوس اند. شوهرِ این زن مرتکب قتل شده و حالا طبق سنت باستانی طایفه مقتول باید خون یکی از اعضای مذکر این طایفه را بریزند تا عدالت اجرا شود. دو پسر بزرگتر از ترس در اتاقی پنهان شده اند. مادر نیز چهره خود را به دوربین نشان نمی دهد.

لیلیانا می گوید: «این وضعیت سبب می شود خانه به خانه به دنبال بچه هایی بروم که با معضلِ «خون پرداخت» دست به گریبان اند. من با درد آنها و خانواده شان زندگی می کنم و حالا از نظر احساسی بیش از پیش درگیر این ماجرا شده ام.»

تنها مردان مشمولِ سنت «خون پرداخت» می شوند و قربانیان ممکن است سالها تحت نظر باشند و ناگهان در خیابان به قتل برسند چراکه سنت اجازه نمی دهد در خانه کشته شوند. (هولناکتر آنکه هیچ کس نمی داند کدامیک از اعضای طایفه دیگر قاتل و کدامیک از فرزندانِ طایفه خودی مقتول خواهند بود.) لیلیانا، هنوز خاطره تلخ کودکی را به یاد دارد که اصرار کرد آزادانه به مدرسه برود و در راه مدرسه کشته شد.

(گرچه این سنت و پدیده منحصر به فرد نیست و در دیگر مناطق جهان انواع مشابهی دارد اما در نوع خود خاص است. مجموعه قوانین سنتی که از زمانهای باستان در این ناحیه جاری بوده، در دوران تصرف عثمانی، نام قانون (Kanun) به خود می گیرد و برای اولین بار در ۱۹۳۳ به شکل مکتوب در می آید؛ یعنی آیین نامه ای دقیق اما بَدَوی برای اداره قبائل. هنگام برخورداری از حکومتهای مرکزی قوی یا در دوران جنگ – نظیر دوران تسلط کمونیسم و یا در زمان جنگ جهانی دوم – این سنت خونریز از کار افتاده است اما هر بار با ضعف دولتهای تازه، دوباره سر برآورده است. حتی پس از چندین دهه نیز انتقام کشی هایی بین طوایف مشاهده شده است.)

«شاگردی داشتم که دو سال پیش کشته شد. نوجوان بود. هیچوقت فراموشش نمی کنم. هنوز صدایش را می شنوم. صدای خنده هایش در محوطه مدرسه گوشم در می پیچد. موهایش را به هم می زدم و او می خندید و دوباره شانه شان می کرد. هیچوقت فراموش نمی کنم. این بدبختی، نتوانست او را تباه کند. این انتقام خونی، نتوانسته بود زندگی اش را تباه کند.»

عوامل بسیاری نظیر قتل، تصادفا باعث مرگ کسی شدن، درگیری بر سر زمین، و زدن تهمتهای سنگین، می تواند زنجیره ای از کشتارهای اینچنینی را بوجود بیاورد.

لیلیانا می گوید: «آموزش پایه و روانی-اجتماعیِ این نسل – که خطر بی سوادی در کمین آن است – سلاحی است بسیار مفید علیه این پدیده. کسانی که آموزش دیده باشند قربانی این پدیده نمی شوند.»

تنها در فاصله این نزدیک دو دهه (یعنی از ۱۹۹۱ تا ۲۰۰۹) نزدیک به ۹۵۰۰ تن قربانی این انتقامها شده اند و دست کم ۱۲۰۰ کودک و نوجوان برای سالها در خانه های خود محبوس مانده اند.

وب‌سایت یورونیوز دیگر در مرورگر Internet Explorer در دسترس نخواهد بود. این مرورگر دیگر از سوی مایکروسافت پشتیبانی نمی‌شود. توصیه می‌کنیم از مرورگرهای دیگری مانند گوگل کروم، فایرفاکس و سافاری استفاده کنید.