وب‌سایت یورونیوز دیگر در مرورگر Internet Explorer در دسترس نخواهد بود. این مرورگر دیگر از سوی مایکروسافت پشتیبانی نمی‌شود. توصیه می‌کنیم از مرورگرهای دیگری مانند گوگل کروم، فایرفاکس و سافاری استفاده کنید.
خبر فوری

فیلم شهروند؛ رنج مهاجران گریخته از جنگ و رهسپار اروپا

فیلم شهروند؛ رنج مهاجران گریخته از جنگ و رهسپار اروپا
Euronews logo
اندازه متن Aa Aa

شهروند، نام فیلمی از کشور مجارستان است که زندگی یک مرد آفریقایی در جامعه مجار را بازگو می کند.

فیلم، داستان «ویلسون» را به بازیگری مارچلو کیک-بلی توصیف می کند.
خود مارچلو کیک-بلی نیز در سال ۱۹۷۶ میلادی از کشور جنگ زدۀ گینه بیسائو وارد مجارستان شده و در نیمه دهه ۹۰ میلادی توانسته است ملیت مجارستان را دریافت کند. چهل سال از زندگی مارچلو در این کشور می گذرد با این وجود همچنان احساس می کند که بخشی از جامعه مجارستان او را طرد می کند.

مارچلو کیک-بلی می گوید: «من یک مجار هستم اما در خیابانها هنوز به من به عنوان یک آفریقایی نگاه می شود. روی چهره من نوشته نشده است که چند سال است که در این کشور زندگی می کنم و اینکه یک خانواده مجار دارم و در اینجا کار می کنم و به عنوان شهروند مالیات می پردازم. هنگامیکه به خیابان می روم مردم به من تنها مانند یک مهاجر نگاه می کنند.»

این سومین فیلم بلند ورانیک رونالد، کارگردان مجار است.
او این فیلم را در سال ۲۰۱۵ میلادی یعنی زمانی تهیه کرده است که مجارستان بسختی پناهندگان را می پذیرد، زمانی که دولت راستگرای این کشور دست به حصارکشی در مرزهای جنوبی می زند و قوانین سختی برای جلوگیری از ورود مهاجران به خاک مجارستان وضع می کند.

کارگردان فیلم معتقد است در پی ترس از موج مهاجران، جنون همگانی مجارستان را فرا گرفته است؛ با این وجود کارگردان به آینده خوشبین است و می گوید: «ما دچار یک جنون همگانی شده ایم و می ترسیم. این ماهیت واقعی ترس است. می دانید ما از برخورد با جمعیت انبوهی که “مهاجر” نامیده می شود می ترسیم و من فکر می کنم باید به این موضوع توجه کرد. نباید به این ترس بدبین بود. من همچنان باور دارم که شهروندان اروپایی هنوز هم انسانهای مفیدی هستند و هنوز هم انسانهایی وجود دارند که این را درک می کنند که این افراد به کمک نیاز دارند.»

اکران فیلم «شهروند» از ۷ بهمن (۲۶ ژانویه) در مجارستان آغاز می شود.

شهروند، داستان فردی به نام «ویلسون» را بازگو می کند که پس از آنکه تمام خانواده اش را در جنگ از دست می دهد، به عنوان مهاجر سیاسی سفری پر خطر به سمت اروپا را آغاز می کند. سپس به عنوان نگهبان یک مرکز خرید، زندگی در بوداپست را آغاز می کند. با این وجود برای تبدیل شدن به شهروندی مجار و برای انجام وظایفش به هر قیمتی، با مشکلات بسیاری مواجه است.